تبلیغات
دلنوشته های یک دهاتی

دلنوشته های یک دهاتی
خدا را با تمام روح بی تابم صدا كردم كه شاید لحظه ای در این رویـا تو را تنها مرا تنها به دور از چشم آدمها به حال خویش بگذارد 
نویسندگان
نظر سنجی
شما از100 به این وبلاگ چه نمره ای میدین؟







صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه
یاد بسپار : امید لباس خوش رنگ و رویی است که بر خستگی دیروزمان می پوشیم.


با خود تکرار کن: همیشه فردایی وجود دارد!


یادت باشد: خشمگین شدن از انتقاد، تاکیدی بر درستی آن است!


مطمئن باش: اگر به خودت ایمان داشته باشی هیچ چیز مانع راهت نیست.


این فرمول را به خاطر بسپار: 9بار زمان بخور، 10 بار برخیز!


یادت باشد: عفو و بخشش نیکوست، اما فراموش کردن، نیکوترین است.


اگر بخواهید همه چیز باشید، نمی توانید چیزی شوید.


با خود تکرار کن: من خم می شوم، اما نمیشکنم.


باور کن: شکست نخوردن هرگز به معنای پیشرفت نیست.


فراموش نکن: غیر ممکن ها اغلب چیزهایی هستند که برایشان تلاشی نشده!


با خود تکرار کن: اگر کسی یک بار مرا فریب دهد، شرم بر او باد، اگر دوبار مرا فریب دهد، شرم بر من باد!


هرگز از سایه ها نهراسید، زیرا سایه ها نشانه آن است که در همان نزدیکی روشنایی وجود دارد.


هیچ چیز تسلی بخش تر از آن نیست که دریابید مشکلات همسایه نیز دست کم به اندازه مشکلات خودتان بزرگ است.


یادت باشد: مردم از افرادی که احساس حقارت را در آنها زنده میکنند، بیزارند.


به این عبارت فکر کن: به درخت نگاه کن، چون باد می وزد، خم می شود، اما نمی افتد.



فراموش نکن: خطا کردن خصوصیت انسان است، اصرار در خطا خصوصیت شیطانی!


پذیرفتن آنکه خطا کرده اید، بهترین شیوه ایست که نشان می دهدکمی عاقل تر شده اید.


قانون مهم آن است ؛ هرگز چیزی را تلف نکنید، چه وقت باشد، چه کاغذ!


هنر تعریف کردن و خوشگویی را بیاموزید؛ دارایی بزرگی است!


به خاطر بسپار: تنفر زیرکانه ترین شکل خشونت است!


تنفر از افراد، مانند آن است که برای خلاص شدن از دست موش، خانه تان را به آتش بکشید.


رمز موفقیت آن است که کارهای معمولی را به شکلی ارزشمند انجام دهید!


هرگز تصمیم تان را پیشاپیش اظهار نکنید!


بهتر است برای یک روز هم که شده "شیر باشید" تا آنکه برای همه سال های زندگیتان " گوسفند" باشید!


بهترین روش برای خوشحال کردن خود آن است که دیگر را خوشحال کنید.


ناراحتی هایتان را بر شن و ماسه بنویسید و دستاوردهایتان را بر سر مزار!


به خاطر بسپار: خشم بادی است که چراغ ذهن را خاموش میکند!


یادت باشد: در ازای هر 10 دقیقه خشمگین شده، ششصد ثانیه شادی را از دست می دهی !

...

ادامه دارد ...



طبقه بندی: روانشناسی، 
[ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 ] [ درویش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

درد یک پنجره را پنجره ها مى فهمند/معنى كور شدن را گره ها مى فهمند/سخت بالا بروى ساده بیایى پایین/قصه تلخ مرا سرسره ها مى فهمند/یک نگاهت به من آموخت كه در حرف زدن/چشم ها بیشتر از حنجره ها مى فهمند...
************
هان ای كوه بلند !
ای سراپا همه پند از تو این تجربه آموخته ام كه نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان ...
كاه بودن سهل است ، كوه می باید بود
*************
از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من درویش متولد 1366 دوست دارم در رشته جامعه شناسی واسه مقاطع عالی ادامه تحصیل بدم و بدجور تشنه یادگیری زبان انگلیسی ام.
دلم می خواد همه رو دوست داشته باشم،دوست زیاد دارم ولی بعضیاشون بی معرفتن، یه دوست با معرفت رو با هیچ چیز دنیا عوض نمی کنم.همیشه دوست دارم نظر اطرافیانم رو راجع به خودم بدونم و این کار رو انگیزه ای برای بهتر کردن شخصیت خودم می دونم. اینکه خوبم یا بد نمیدونم یعنی باید از دوستانم پرسید ولی خودم سعی میکنم همیشه و با همه کس خوب باشم .مث همه پسرا عاشق فوتبالم،والیبالمم بد نیس گاهی پشت میز شطرنج هم می نشستم. اگه عکس کریست رو توی لوگو گذاشتم بخاطر علاقه ای هست که به بازی اشون دارم.شاید براتون جالب باشه ولی هزار برابر اینایی که گفتم عاشق درس و مشقم، همه توی زندگی اشون رویایی دارن و در حال حاظر به نظر خودم تنها چیزی که منو به رویاهام میرسونه ادامه تحصیله بخاطر همین ادامه اش میدم به هر قیمت و به هر بهایی که باشه جز بد بودن برای خودم و دیگران.کتاب روانشناسی زیاد خوندم و میخونم. *جامعه شناسی خودمانی حسن نراقی* و *ما چگونه ما شدیم؟ زیباکلام* رو خیلی دوست دارم. اهل موسیقی به اون صورت نیستم ولی رپ خوب گیرم بیاد گوش میدم ترجیحا سعید کرمانی.
دوستام میگن بلندپروازم ولی خودم معتقدم بیشتر اعتماد به نفسم بالاست تا بلندپروازی.
برخلاف ادعای دوستان که معتقدند اسم وبلاگم رو متواضعانه گذاشتم نه اتفاقا یک دهاتی ام (من شهرنشینی رو که در اون مهر و صفای دهات باشه دوست دارم ولی در اندر کوچه و بازار شهرم اون رو نیافتم) خیلیا دلمو شکستن ولی کینه ای نیستم،دوست دارم واسه مردم خودم مفید باشم البته مفید بودن و موثر بودن دو مقوله جدا از هم شاید باشن ولی به نظر من همین که جوانی سالم باشم نیز میتونه کمکی به جامعه ام باشه با وجود اینکه قبول دارم این کمترین توقع جامعه از یک شهروند میتونه باشه.
*******
آدمک آخر دنیاست بخند


آدمک مرگ همینجاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا یه سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

***************
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
من هم ،آوازم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته ی چند
چه کسی می آید با من فریاد کند ؟

**********

من با تو نگویم که تو پروانه من باش

چون شمع بیا روشنی خانه من باش

در کلبه ی من رونق اگر نیست ، صفا هست

تو رونق این کلبه و کاشانه من باش

من یاد تو را سجده کنم، ای صنم ! اکنون

برخیز و بیا خود بت بتخانه من باش

دانی که شدم خانه خراب تو ،حبیبا!

اکنون دگر آبادی و ویرانه ی من باش

لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوست

آرام و قرار دل دیوانه من باش

چون مست شوم ، بلبل من ،ساز هم آهنگ

با زیرو بم ناله ی مستانه من باش

من شانه زنم زلف ترا و تو بدان زلف

آرایش آغوش من و شانه ی من باش

ای دوست چه خوبست که روزی تو بگویی



همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

******************
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :