تبلیغات
دلنوشته های یک دهاتی

دلنوشته های یک دهاتی
خدا را با تمام روح بی تابم صدا كردم كه شاید لحظه ای در این رویـا تو را تنها مرا تنها به دور از چشم آدمها به حال خویش بگذارد 
نویسندگان
نظر سنجی
شما از100 به این وبلاگ چه نمره ای میدین؟







صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه
همیشه همچون توپ پلاستیکی باشید که هر چه محکم تر به زمین می خورد بالاتر می رود.

به خاطر بسپار: اگر لازم است ،گاه بیفتید، اما هنگامی که افتادید بر زمین دراز نکشید!

برای رسیدن به شادکامی، همیشه امید بهترین را داشته باش و برای بدترین آماده باش.

ارزش شما بیش از آن است که تصور میکنید، تنها مشکل این است که این حقیقت را کسی به شما نگفته.

بپذیرید که تا کاری را شروع نکنید، تغییری در زندگی شما پدید نخواهد آمد.

ناممکن وجود ندارد.

اندیشه حقیر انسان را حقیر نگه می دارد.

به یاد بسپارید: امواج فکری منفی، رویدادهای منفی و امواج فکری مثبت وقایع مثبت را به وجود می آورد.

به خاطر بسپار: جرات کنید که خوتان باشید.

دست شکسته ات را در داخل آستین پنهان و صدای خنده ات را به گوش همه برسان.

هرگز نگذارید اعمال شما به عادت تبدیل شود، زیرا طراوت اعمال را از شما گرفته و به شما آسیب میرساند، هرگز نگذارید عادات بر شما حاکم شوند.

یادت باشد: همه چیز به بهترین چیز تبدیل می شود، اگر چیزی خوب پیش نمی رود، به خاطر آن است که هنوز به پایان آن نرسیده اید.

کسی که میبخشد، قلب خودش را میشوید و معطر می کند.

کسی که میپرسد تا پنج دقیقه احمق است، کسی که نمیپرسد برای همیشه احمق می ماند.

به خاطر بسپار: علت جرات نداشتن ما ، دشواری امور نیست، چون جرت نداریم امور دشوار می شوند.

چه بسا رویدادی که از آن میگریزی به نفع تو باشد و چه بسا چیزی که بسیار دوستش میداری به ضرر تو باشد.

فراموش نکن: زندگی همین چیزهای کوچک است و اگر به چیزهای بزرگ دل ببندی زندگی را از دست داده ای .

یگانگی خود را بپذیر، نادانی خود را بپذیر، مسئولیت خود را بپذیر و سپس معجزه را ببین.

به خاطر بسپار: انسان بدون از دست دادن منظره ساحل برای مدتی طولانی، سرزمین های تازه را کشف نمیکند.

فراموش نکن: هر چیزی را که د این جهان از دست بدهی معادل یا بهترش را به تو خواهند داد.

به یاد داشته باش: زندگی ناآگاهانه هرگز نمی تواند زیبا باشد.

فراموش مکن: اگر می خواهی با عشق زندگی کنی، بایستی آنرا با دیگران تقسیم
کنی.

فراموش مکن: عشق می بخشد، همانگونه که گل از عطر افشانی لذت میبرد.

فراموش مکن: تمام آنچه را که می توان تجربه کرد، شاید گفتنی نباشد، و تمام آنچه که گفتن است ، شاید آزمودنی نباشد.

فراموش مکن: نام خوب ا تلاش زیاد بدست می آید، اما با یک عمل نادرست از دست می رود.

به یاد داشته باش: موفقیت بزرگ تنها از آن کسانی است که از آغاز های کوچک خرسندند.

به جای لعن و نفرین به تاریکی، چراغی روشن کن.

مفهوم این جمله را دریاب، اگر من برای شکستن درختان 8 ساعت وقت در اختیار داشته باشم، 6 ساعت آنرا صرف تیز کردن تبرم میکردم.

به یاد داشته باش: از گذشته بیاموز تا آینده را بهبود بخشی.

فراموش مکن: آنچه را که با لذت و خوشی می آموزیم، هیچ گاه فراموش نمیکنیم.
این حقیقت را فراموش نکن: کسی نمیتواند به دیگری آموزش دهد، هریک از ما باید آموزگار باشیم.

هرگز آنچه را که خود انجام نمی دهی آموزش نده.

به خاطر بسپار: اگر تو اشتباهی مرتکب نشده ای ، مفهومش این است که تلاشی کامل و صد در صد هم نداشته ای!

فراموش نکن: گاهی اشتباهی جزئی، رشدی عظیم به همراه دارد.

هرگاه از شما می پرسند : " میتوانید کاری را انجام دهید؟ " بگویید می توانم! آن گاه چگونگی انجام آنرا پیدا می کنید.

فراموش مکن: قابل اعتماد بودن، ارجمند تر از مورد علاقه بودن است.

...

ادامه دارد ...



طبقه بندی: روانشناسی، 
[ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 ] [ درویش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

درد یک پنجره را پنجره ها مى فهمند/معنى كور شدن را گره ها مى فهمند/سخت بالا بروى ساده بیایى پایین/قصه تلخ مرا سرسره ها مى فهمند/یک نگاهت به من آموخت كه در حرف زدن/چشم ها بیشتر از حنجره ها مى فهمند...
************
هان ای كوه بلند !
ای سراپا همه پند از تو این تجربه آموخته ام كه نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان ...
كاه بودن سهل است ، كوه می باید بود
*************
از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من درویش متولد 1366 دوست دارم در رشته جامعه شناسی واسه مقاطع عالی ادامه تحصیل بدم و بدجور تشنه یادگیری زبان انگلیسی ام.
دلم می خواد همه رو دوست داشته باشم،دوست زیاد دارم ولی بعضیاشون بی معرفتن، یه دوست با معرفت رو با هیچ چیز دنیا عوض نمی کنم.همیشه دوست دارم نظر اطرافیانم رو راجع به خودم بدونم و این کار رو انگیزه ای برای بهتر کردن شخصیت خودم می دونم. اینکه خوبم یا بد نمیدونم یعنی باید از دوستانم پرسید ولی خودم سعی میکنم همیشه و با همه کس خوب باشم .مث همه پسرا عاشق فوتبالم،والیبالمم بد نیس گاهی پشت میز شطرنج هم می نشستم. اگه عکس کریست رو توی لوگو گذاشتم بخاطر علاقه ای هست که به بازی اشون دارم.شاید براتون جالب باشه ولی هزار برابر اینایی که گفتم عاشق درس و مشقم، همه توی زندگی اشون رویایی دارن و در حال حاظر به نظر خودم تنها چیزی که منو به رویاهام میرسونه ادامه تحصیله بخاطر همین ادامه اش میدم به هر قیمت و به هر بهایی که باشه جز بد بودن برای خودم و دیگران.کتاب روانشناسی زیاد خوندم و میخونم. *جامعه شناسی خودمانی حسن نراقی* و *ما چگونه ما شدیم؟ زیباکلام* رو خیلی دوست دارم. اهل موسیقی به اون صورت نیستم ولی رپ خوب گیرم بیاد گوش میدم ترجیحا سعید کرمانی.
دوستام میگن بلندپروازم ولی خودم معتقدم بیشتر اعتماد به نفسم بالاست تا بلندپروازی.
برخلاف ادعای دوستان که معتقدند اسم وبلاگم رو متواضعانه گذاشتم نه اتفاقا یک دهاتی ام (من شهرنشینی رو که در اون مهر و صفای دهات باشه دوست دارم ولی در اندر کوچه و بازار شهرم اون رو نیافتم) خیلیا دلمو شکستن ولی کینه ای نیستم،دوست دارم واسه مردم خودم مفید باشم البته مفید بودن و موثر بودن دو مقوله جدا از هم شاید باشن ولی به نظر من همین که جوانی سالم باشم نیز میتونه کمکی به جامعه ام باشه با وجود اینکه قبول دارم این کمترین توقع جامعه از یک شهروند میتونه باشه.
*******
آدمک آخر دنیاست بخند


آدمک مرگ همینجاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا یه سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

***************
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
من هم ،آوازم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته ی چند
چه کسی می آید با من فریاد کند ؟

**********

من با تو نگویم که تو پروانه من باش

چون شمع بیا روشنی خانه من باش

در کلبه ی من رونق اگر نیست ، صفا هست

تو رونق این کلبه و کاشانه من باش

من یاد تو را سجده کنم، ای صنم ! اکنون

برخیز و بیا خود بت بتخانه من باش

دانی که شدم خانه خراب تو ،حبیبا!

اکنون دگر آبادی و ویرانه ی من باش

لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوست

آرام و قرار دل دیوانه من باش

چون مست شوم ، بلبل من ،ساز هم آهنگ

با زیرو بم ناله ی مستانه من باش

من شانه زنم زلف ترا و تو بدان زلف

آرایش آغوش من و شانه ی من باش

ای دوست چه خوبست که روزی تو بگویی



همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

******************
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :