تبلیغات
دلنوشته های یک دهاتی

دلنوشته های یک دهاتی
خدا را با تمام روح بی تابم صدا كردم كه شاید لحظه ای در این رویـا تو را تنها مرا تنها به دور از چشم آدمها به حال خویش بگذارد 
نویسندگان
نظر سنجی
شما از100 به این وبلاگ چه نمره ای میدین؟







صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه
کریم باقری: هافبک صاحب نام تیم پرسپولیس ، که زمانی فوتبالش هم مثل فرش شهرش زبانزد عام و خاص بود در کنار شوت زدن و دویدن و پاس دادن در زمین چمن در امر صادرات فرش و ارز آوری برای کشور تجربه و تبحر بالایی دارد. کریم خان همراه پدر همسرش یکی از تجار معروف فرش ایران و به خصوص تبریز در دنیاست!

علی کریمی:
جادوگر فوتبال آسیا، بازیکنی که درخشش خود را از تیم فتح تهران آغاز کرد و در پرسپولیس به اوج رسید و سرانجام سر از تیم بایرن مونیخ آلمان درآورد با چند نفر از دوستانش به صورت شراکتی کار می‌کند. در شرکت آنها همه گونه خرید و فروش انجام می‌شود از مسکن و ساخت و ساز گرفته تا صادرات و واردات لوازم تزئینی و خانگی. البته خود جادوگر علاقه خاصی به خرید و فروش سیم‌کارت تلفن همراه آن هم از نوع شماره‌های رندش را دارد و هر کس خط رند می‌خواهد معمولاً سری به دفتر شرکت او می‌زند.

*على دایى: كمتر كسى است كه از تولیدى پوشاك ورزشى او بی خبر باشد اما بد نیست بدانید سرمربى مطرح پرسپولیس در یكى، دو سال اخیر در ساخت وساز مسكن هم دستى بر كار داشته و حتى شنیده میشود به دلیل ركود بازار باضرر و زیانهایى هم رو به رو شده است.

*امیر قلعه نویى: پرافتخارترین مربى ادوار لیگ برتر كه بحث خریدهواپیماى اختصاصى اش هنوز سرزبانهاست، در كنار ساخت وساز مسكن، در حال تكمیل پروژه مجتمع ورزشى و تفریحی اش در یكى از نقاط خوب پایتخت بوده كه این مجتمع شامل استخر و سونا، سالن بیلیارد، پینتال ...است. گفته میشود او علاوه بر راه اندازى فروشگاه لوازم خانگى در سه راه امین حضور تهران، یك مزرعه كشاورزى هم در حومه تهران در اختیار دارد.

*مهدى مهدوىكیا: مرد محجوب استیل آذین كه سالها در آلمان زندگى میكرد و قرارداد سنگینى هم با هامبورگ واینتراخت فرانكفورت داشت باهمكارى برادرانش در ایران شركت تولیدى پوشاك و البسه كودكان راه انداخت كه مارك پوشاك او خیلى زود به شهرت رسید و نمایندگیهاى فعالى در استانهاى مختلف هم دارد.

*جواد نكونام: گفته میشود تمام افكارش در تجارت و درآمدزایى را معطوف به پروژه ساخت هتل پنج ستاره در یكى از نقاط پررفت و آمد شمال كشور كرده و در این راه سرمایه گذارى گسترده اى هم داشته است. كاپیتان تیم ملى علاوه بر این در خرید و فروش مسكن هم دستى بر كار دارد.

*علیرضامنصوریان: خودش اعتراف كرد سالهاست در قشر چاپخانه داران فعالیت میكند اما در كنار این موضوع گفته میشود او در ساخت مجتمع تفریحى و سیاحتى در جزیره كیش هم شراكت كرده و رفت وآمدهایش به این جزیره هم به این خاطر است. مربى تیم ملى گهگاه به بازار موبایل و كامپیوتر هم سرك میكشد.

*سیدمهدى رحمتى: او كه عنوان گرانقیمت ترین دروازه بان ایران را یدك میكشد، علاقه خاصى به خرید زمین و مستغلات دارد، به نحوى كه شنیده میشود او در شمال سرمایه گذارى وسیعى با خرید نزدیك به هشت هكتار زمین انجام داده است.

*خداداد عزیزى: جز اینكه گفته میشود سهامدار یك شركت تولیدى لباس ورزشى است گویا با یكى از دوستانش در بازار طلاى تهران هم سهمى داشته و مغازه طلافروشى او در پایتخت جزو مطرح ترین طلافروشهای پایتخت قلمداد میشود. مرد حماسه ساز ملبورن گهگاه در واردات لوازم تزئینى و خانگى هم نقشى در بازار ایران ایفا میكند.

*مهرداد میناوند: شوخترین و به نوعى بانمكترین فوتبالى چند سال اخیر ایران قلمداد میشود كه الان بیشتر اوقاتش را در فروشگاه عطر و ادكلن فروشی اش در یكى ازمجتمع هاى تجارى معروف پایتخت سپرى میكند.

*حسین كاظمی و مجتبی جبارى: اگرسرى به بازار موبایل زده باشید پى میبرید كه آنها با راه اندازى فروشگاه فروش تلفن همراه به نوعى آینده تجارى خود را در این صنف جست و جو میكنند.

*سیاوش اكبرپور: برخلاف سایر اهالى فوتبال او رو به رستوران و سفره خانه هاى سنتى، كه بازارش به تازگى داغ شده، آورده و همین چند ماه پیش بود كه سفره خانه سنتى او افتتاح شد و به پاتوق بسیارى از خانواده ها تبدیل شد.

*هادى اصغرى: این بازیكن در سلماس زادگاهش مجتمعى تجارى ساخته كه احتمالا ظرف چند ماه آینده افتتاح خواهد شد. خودش مدعى است با این كار دینش را به همشهرى هایش ادا كرده است.

*محسن بنگر: سالها زندگى در نصف جهان باعث شد این مدافع مازنى اطلاعاتش در ارتباط با سنگهاى تزئینى ساختمان را تكمیل كرده و زمینه ساز ورود او به بازار سنگ شود. بنگر در این سالها نفر اول صادرات سنگ از اصفهان به شهرهاى دیگر بوده است.
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

درد یک پنجره را پنجره ها مى فهمند/معنى كور شدن را گره ها مى فهمند/سخت بالا بروى ساده بیایى پایین/قصه تلخ مرا سرسره ها مى فهمند/یک نگاهت به من آموخت كه در حرف زدن/چشم ها بیشتر از حنجره ها مى فهمند...
************
هان ای كوه بلند !
ای سراپا همه پند از تو این تجربه آموخته ام كه نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان ...
كاه بودن سهل است ، كوه می باید بود
*************
از اینکه به کلبه درویشی من اومدین بسیار خوشحالم. من درویش متولد 1366 دوست دارم در رشته جامعه شناسی واسه مقاطع عالی ادامه تحصیل بدم و بدجور تشنه یادگیری زبان انگلیسی ام.
دلم می خواد همه رو دوست داشته باشم،دوست زیاد دارم ولی بعضیاشون بی معرفتن، یه دوست با معرفت رو با هیچ چیز دنیا عوض نمی کنم.همیشه دوست دارم نظر اطرافیانم رو راجع به خودم بدونم و این کار رو انگیزه ای برای بهتر کردن شخصیت خودم می دونم. اینکه خوبم یا بد نمیدونم یعنی باید از دوستانم پرسید ولی خودم سعی میکنم همیشه و با همه کس خوب باشم .مث همه پسرا عاشق فوتبالم،والیبالمم بد نیس گاهی پشت میز شطرنج هم می نشستم. اگه عکس کریست رو توی لوگو گذاشتم بخاطر علاقه ای هست که به بازی اشون دارم.شاید براتون جالب باشه ولی هزار برابر اینایی که گفتم عاشق درس و مشقم، همه توی زندگی اشون رویایی دارن و در حال حاظر به نظر خودم تنها چیزی که منو به رویاهام میرسونه ادامه تحصیله بخاطر همین ادامه اش میدم به هر قیمت و به هر بهایی که باشه جز بد بودن برای خودم و دیگران.کتاب روانشناسی زیاد خوندم و میخونم. *جامعه شناسی خودمانی حسن نراقی* و *ما چگونه ما شدیم؟ زیباکلام* رو خیلی دوست دارم. اهل موسیقی به اون صورت نیستم ولی رپ خوب گیرم بیاد گوش میدم ترجیحا سعید کرمانی.
دوستام میگن بلندپروازم ولی خودم معتقدم بیشتر اعتماد به نفسم بالاست تا بلندپروازی.
برخلاف ادعای دوستان که معتقدند اسم وبلاگم رو متواضعانه گذاشتم نه اتفاقا یک دهاتی ام (من شهرنشینی رو که در اون مهر و صفای دهات باشه دوست دارم ولی در اندر کوچه و بازار شهرم اون رو نیافتم) خیلیا دلمو شکستن ولی کینه ای نیستم،دوست دارم واسه مردم خودم مفید باشم البته مفید بودن و موثر بودن دو مقوله جدا از هم شاید باشن ولی به نظر من همین که جوانی سالم باشم نیز میتونه کمکی به جامعه ام باشه با وجود اینکه قبول دارم این کمترین توقع جامعه از یک شهروند میتونه باشه.
*******
آدمک آخر دنیاست بخند


آدمک مرگ همینجاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا یه سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

***************
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
من هم ،آوازم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته ی چند
چه کسی می آید با من فریاد کند ؟

**********

من با تو نگویم که تو پروانه من باش

چون شمع بیا روشنی خانه من باش

در کلبه ی من رونق اگر نیست ، صفا هست

تو رونق این کلبه و کاشانه من باش

من یاد تو را سجده کنم، ای صنم ! اکنون

برخیز و بیا خود بت بتخانه من باش

دانی که شدم خانه خراب تو ،حبیبا!

اکنون دگر آبادی و ویرانه ی من باش

لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوست

آرام و قرار دل دیوانه من باش

چون مست شوم ، بلبل من ،ساز هم آهنگ

با زیرو بم ناله ی مستانه من باش

من شانه زنم زلف ترا و تو بدان زلف

آرایش آغوش من و شانه ی من باش

ای دوست چه خوبست که روزی تو بگویی



همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

******************
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :